Travel Insurance
Travel Insurance

 

توپ های ناوارون

The Guns of Navarone

 

 

نشانه ها:

 

تهيه کننده: سیسیل اف. فورد

داستان نویس: الیستر مک لین

فیلمنامه نویس: کارل فورمن

طراح صحنه: جفری دریک

کارگردان: جی. لی تامپسن

بازيگران:

گریگوری پک....................................................................(سروان) کیت مالوری

دیوید نیون.............................................................................. جان آنتونی میلر

آنتونی کویین.............................................................. (سرهنگ) آندره آ استاورُس

استنلی بیکر........................................................................................ براون

آنتونی کوایل................................................................... (سرگرد) روی فرانکلین

جیمز دارن......................................................................... اسپایراس پاپادیموس

جیا اسکالا............................................................................................... آنا

جیمز رابرتسون جاستیس.............................................................. (فرمانده) جنسن

ریچارد هریس................................................... (سرکرده اسکادران) هوارد بارنسبی

ایرنه پاپاس.............................................................................. ماریا پاپادیموس

برایان فوربز........................................................................................... کُن

آهنگساز: دمیتری تیومکین

فيلمبردار: اسوالد موریس

تدوینگر: آلن آسبیستون

طريقه فيلمبرداری: تکنی کالر - سینماسکوپ

مدت: ۱۵۷ دقیقه

پخش از: کلمبیا (هایرود پروداکشن)

زمان پخش: ۱۹۶۱ میلادی

ساخت کشور: انگلستان

 

خلاصه داستان:

 

 نمایی از فیلم

داستان افسانه وار توپ های ناوارون نوشته آلیستر مک لین، بر جزیره ای خیالی بسال ۱۹۴۳ میلادی در یونان رخ می دهد و ماجرا روی دسته کوچکی از پارتیزان ها دور می زند که از طرف متفقین مأموریت می یابند که برای عبور شش فروند کشتی جنگی، توپ های ناوارون را در جزیره ناوارون از کار بیندازند. زیرا که توپ های مورد نظر درست به جانب تنگه ای نشانه رفته اند که قرار است کشتی های متفقین برای نجات عده ای زندانی در جزیره مجاور، از آن جا عبور کنند. 

 

نقد و بررسی: 

 

 

توپ های ناوارون جی. لی تامپسن نه در حد تاراس بولبا، ولی در بین دیگر فیلم های او واجد ارزش بیشتری است. فیلم با صحنه هایی از آثار دکومانتر دوره هیتلری – که بروی تصویر درشت سینماسکوپ و رنگی از منظره ناوارون و اطراف یونان، به شکل سیاه و سفید و بر پرده کوچک تر نمایش داده می شود – آغاز می گردد. در واقع، شروع این توهم را در ذهن تداعی می کند که فیلم ناوارون یک فیلم مستند است و شیوه کارل فورمن و جی. لی تامپسن کاملاً نتیجه مطلوب را بدست آورده است.

در یک صحنه پیش از آغاز مأموریت گروه کوچک پارتیزانی، موقعیت محلی ناوارون و

توپ های آن جا مشخص می گردد و نتیجه ای که بدست می آید اینست که به هیچوجه امکان از بین بردن توپ ها با سلاح های هوایی وجود ندارد، زیرا توپ ها درست در زیر صخره ای پوشیده قرار گرفته اند و اگر قرار باشد به وسیله هواپیما آنجا را منهدم سازند، بایستی وارد محوطه داخلی شوند و این کار، البته، خودکشی است.

از صحنه شروع مأموریت، گرد آمدن افراد گروه با تیپ های مختلف خود، فیلم کشش محسوسی می یابد. در ابتدا، هر یک از تیپ ها به نحوی شناخته می شوند و این شناخت طوری است که در طول سیر داستان، بدون ثمر باقی نمی ماند. مثلاً بهتر از همه، ارتباط مالوری و آندره آ و سابقه پر از کینه و نفرت آن دو، و آندره آ که مترصد پایان جنگ است تا با دست خود او را به قتل برساند. آغاز تعلیق از زمانی است که گروه در اتاقی پیش از سفر، نقشه مأموریت را یک بار دسته جمعی مرور می کنند. در این صحنه، با وسواس و دقت خاص، آندره آ خطری را که متوجهشان شده مرتفع می سازد. از بعد از این صحنه، مرحله به مرحله داستان به سوی اوج کشانده می شود تا به صحنه توفان می رسد. توفانی که چنین به نظر می رسد، هرگز پایان

نمی پذیرد. در این قسمت، گفتگوی مالوری و فرانکلین ضمن هدایت کشتی  به آن جا

می انجامد که چرا آندره آ تصمیم دارد مالوری را نابود کند. در خلالی که مالوری ماجرای گذشته خودشان را بازگو می کند، مشاهده می شود که آندره آ با تلمبه مخصوص آب های داخل قایق را بیرون می ریزد. در این صحنه پایه یک تعلیق بزرگ تر ریخته می شود و آن، زمان صعود از صخره عظیمی است که لغزش مالوری سبب می گردد، زندگی او فقط متکی به دست قوی آندره آ باشد.

کارل فورمن، همچنان که همیشه خود را به عنوان یک فیلمنامه نویس قابل و فکور معرفی کرده، در توپ های ناوارون نیز بخوبی قالبی از یک فیلمنامه ایده آل ارائه می دهد. در جایی که پارتیزان ها به علت شکسته شدن پای سردسته خود (فرانکلین)، در همراه بردن او با خود یا از بین بردنش تصمیم می گیرند. کارل فورمن و جی. لی تامپسن از قضیه مجروح ساختن فرانکلین استفاده ای دیگر می کنند.

بطور متعارف، شکستن پای یکی از قهرمان های ماجرا در این گونه سوژه ها، مسأله کلیشه ای و قرار دادی است تا به تعلیق داستان افزوده گردد. لیکن در اینجا هدف چنین نبوده، زیرا زمانی معلوم می شود که مالوری با به جاگذاشتن فرانکلین زخمی نزد نازی ها جهت بهبودی، نقشه خودشان را که قبلاً بصورت غلط به او بازگو کرده، از دهان فرانکلین بعد از تزریق داروی مخصوص، بعنوان حقیقت ماجرا به نازی ها گفته می شود. همین سرگردانی موجب می گردد، مالوری و میلر ترتیب انهدام و نابودی توپ های مهیب ناوارون را بدهند. بهترین بخش

توپ های ناوارون، صحنه گیرافتادن پارتیزان ها است، در شهر کوچکی که مراسم یک عروسی برگزار می شود.

در این قسمت، مالوری، میلر و دیگران خود را جزو مهمانان یونانی مجلس عروسی جا می زنند. ولی لحظه ای بعد که یکی از دختر بچه ها برای پاپادیموس بعنوان قدردانی از آواز او دسته گلی می آورد. افراد نظامی نازی، آنها را محاصره می کنند.

فیلم توپ های ناوارون یک پیروزی با ارزش برای جی. لی تامپسن و سینمای باشکوه دهه ۶۰ میلادی بود.

 

ارزش: خیلی خوب

 

 جایزه ها:

 

 

نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم: سیسیل اف. فورد - کلمبیا

نامزد جايزه اسکار بهترين فيلمنامه نويسی: کارل فورمن

نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردانی: جی. لی تامپسن

نامزد جایزه اسکار بهترین آهنگسازی: دمیتری تیومکین

 

زمینه نوشته پیوسته پیشین:

فیلمشناسی سینمایی

 

زمینه نوشته پیوسته دیگر:

 گریگوری پک

 

 

+ نوشته شده توسط AD در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 19:57 |